بلبلی روی سیم خاردار!

0 2
  • تاریخ : ۱۳۹۸/۳/۱
امتیاز دهید
امتیاز 4.83 تعداد رای 3

بلبلی روی سیم خاردار!

معرفی و بررسی رمان The Nightingale اثر مشهور Kristin Hannah

کتاب بلبل The Nightingale کریستین هانا Kristin Hannah

 

معرفی رمان بلبل The Nightingale اثر نویسنده مشهور کریستین هانا Kristin Hannah

" اگر در تمام عمر خود فقط یک چیز را فهمیده باشم، این است: در عشق می فهمیم چه کسی می خواهیم باشیم و در جنگ می فهمیم چه کسی هستیم.  "

 

جنگ به معنی همه چیز و هیچ چیز است. همه چیز برای کسانی که به دنبال فرو نشاندن جاه طلبی بی حد و اندازه و کشف چهره تاریک انسان هستند، هیچ چیز برای کسانی که عزت و ذات انسان را والاتر از هر سلطه خواهی خیالی و بی ­ثمر تلقی می کنند. همیشه طرفین جنگ، حق را از آن خود، حمله را دفاع و خدا را همراه خود می دانند! اما فرای تمام تصورات و دست­های پنهانی که سربازان را مانند یک عروسک خیمه شب بازی به میدان جنگ هدایت و قربانی می کند، هرگز نمی توان یک پیروز و فاتح مسلم برای جنگ تعریف کرد، چرا که هیچ کس قادر نیست بدون خون ریزی، ویران ساختن یک کشور و زندانی کردن دانه انسانیت در دخمه تاریک درون خود، برنده واقعی یک جنگ باشد! به راستی جنگ فرزند شر و میوه آن، آفت طبیعت بیرون و طبیعت انسان است!

رمان « بلبل » یک رمان جنگ و تاریخی است که توسط نویسنده مشهور آمریکایی « کریستین هانا » در سال 2015 منتشر شد. داستان رمان درباره دو خواهر فرانسوی در زمان جنگ جهانی دوم و تلاش آنها برای زنده ماندن و مقاومت در برابر اشغال فرانسه توسط آلمان نازی است. « هانا » برای نوشتن این رمان از داستان واقعی یک زن بلژیکی به نام « آندره د یونگ » که به یک خلبان متفقین برای فرار از دست نازی ها کمک کرده بود، الهام گرفته است.

نقدها و بازخوردهای کتاب به طور کلی مثبت بود. رمان « بلبل » چهل و پنج هفته در فهرست کتاب های داستانی پرفروش NPR جا خوش کرد. همچنین، این رمان به مدت بیست هفته در فهرست پرفروش های نیویورک تایمز جای گرفت.

رمان « بلبل » به بیش از چهل و سه زبان ترجمه شده است. در سال 2015، آمازون، بازفید، آیتونز، لایبرری ژورنال و وال استریت ژورنال رمان « بلبل » را به عنوان بهترین کتاب سال برگزیدند. « بلبل » برنده جایزه کتاب منتخب خوانندگان گودریدز شد. همچنین، نسخه صوتی رمان برنده جایزه کتاب صوتی سال در بخش ادبیات داستانی شد. در مارس سال 2015، تری­استار پیکچرز حق ساخت یک فیلم اقتباسی از روی رمان « بلبل » را خریداری کرد. در آگوست سال 2016، کارگردانی این فیلم بر عهده کارگردان مشهور « میشل مک میلان »  قرار گرفت.

 

برشی از کتاب:

If I have learned anything in this long life of mine, it is this: In love we find out who we want to be; in 
war we find out who we are. Today’s young people want to know everything about everyone. They
think talking about a problem will solve it. I come from a quieter generation. We understand the value
of forgetting, the lure of reinvention
Lately, though, I find myself thinking about the war and my past, about the people I lost
.Lost
It makes it sound as if I misplaced my loved ones; perhaps I left them where they don’t belong and
then turned away, too confused to retrace my steps
They are not lost. Nor are they in a better place. They are gone. As I approach the end of my years, I
know that grief, like regret, settles into our DNA and remains forever a part of us
I have aged in the months since my husband’s death and my diagnosis. My skin has the crinkled
appearance of wax paper that someone has tried to flatten and reuse. My eyes fail me often—in the
darkness,
whenheadlights, when rain falls. It is unnerving, this new unreliability in my vision.
Perhaps that’s why I find myself looking backward. The past has a clarity I can no longer see in the
.present
I want to imagine there will be peace when I am gone, that I will see all of the people I have loved
and lost. At least that I will be forgiven.
 
? I know better, though, don’t I

 

 خلاصه رمان بلبل The Nightingale

زمانی که « آنتوان »، برای دفاع از فرانسه در برابر آلمان به جبهه می رود، « ویان » به همراه دخترش« سوفی »  به امید این که او یک روز باز می گردد، سعی می کنند به زندگی عادی خود ادامه دهند.

در همین حال، « ایزابل » از مدرسه اخراج می شود و به خانه پدرش، در پاریس می رود. پدرش اجازه می دهد او در آنجا بماند. اما زمانی که خطوط دفاعی فرانسه شکسته می شود و آلمان ها به پاریس می رسند، «  ایزابل » به اجبار همراه با هزاران تن دیگر، پاریس را ترک می کند، اما او در میانه راه مسیرش را از جمعیت جدا می کند. او یکه و تنها به سفر خود ادامه می دهد و در راه خود با « گیتان » آشنا می شود. « گیتان » از « ایزابل » دعوت می کند با او به جنگ برود. « ایزابل » که همیشه دلش می خواست یک کار هدفمند در زندگی انجام دهد، با او هم نظر و هم عقیده می شود.

هنگامی که جمعیت پناهندگان پاریسی به شهر کاریو می رسند، « ویان » تمام در و پنجره های خانه اش را قفل می کند زیرا او قادر نیست به همه آنها کمک کند. اما « ایزابل » و « گیتان » در خانه « ویان » اتراق کرده و استراحت می کنند. « گیتان »  که فکر می کند « ایزابل » برای جنگ آمادگی ندارد، صبح روز بعد بدون اطلاع او را ترک می کند. سپس، « ویان » و « ایزابل » متوجه می شوند که فرانسه تسلیم نیروهای آلمان شده است.

یک افسر آلمانی متجاوز به نام « بک » برای اقامت دائم وارد خانه « ویان » می شود. « ایزابل » که از این بابت بسیار خشمگین است، به جنبش مقاومت فرانسه می پیوندد و در سرتاسر شهر اعلامیه های ضد نازی پخش می کند. با این حال، « ویان » به « بک » علاقه نشان می دهد و فهرستی از یهودیان و آموزگاران کمونیست در مدرسه، از جمله نام و مشخصات بهترین دوستش « راشل » را به او می دهد. پس از آن، در حالی که همه افراد نام برده در لیست از مشاغل خود اخراج می شوند، احساس گناه و عذاب وجدان تمام وجود « ویان » را فرا می گیرد.

هم قطاران « ایزابل » در گروه مقاومت از او می خواهند نامه­ای را به پاریس ببرد و برای ادامه کار مقاومت در آنجا بماند. او با این کار موافقت می کند و با استفاده از رابطه خوب خواهرش با « بک » به اسناد و مدارک لازم برای سفرش دست می باید. « ایزابل » گروهی از نیروهای هوایی متفقین، که هواپیماهای شان در مرز اسپانیا سقوط کرده را به خارج از فرانسه هدایت می کند. او نام رمز عملیاتی خود را بلبل می گذارد. پس از اولین سفر موفقیت آمیزش، دولت بریتانیا موافقت می کند که تمام خواسته های عملیاتی او را تامین کند و وظیفه دائمی خروج نیروهای هوایی از فرانسه را به او محول نماید.

پس از اعتراض به دستگیری معلمین، « ویان » از مدرسه اخراج می شود. بدون هیچ منبع درآمدی، او و « سوفی » بدون حضور « بک » یک زمستان سرد و بدون غذای کافی را پشت سر می گذارند. هنگامی که « بک » باز می گردد، اصرار دارد که پیش آن دو بماند و مایحتاج روزانه را تامین کند، که البته « ویان » نیز این پیشنهاد را می پذیرد. در همین حال، « راشل » و فرزندانش مجبور می شوند نشان ستاره زرد را بر روی لباس­های خود بزنند تا به عنوان یهودی از دیگر مردم تمیز داده شوند.

در این راه ایزابل با نام رمز بلبل موفقیت ها زیادی کسب می کند اما ایا این موفقیت ها پایدار است؟ آیا آنها می توانند از دست نازی ها جان سالم به در ببرند؟؟

جنگ و نقش زن در رمان بلبل The Nightingale

“Men tell stories. Women get on with it. For us it was a shadow war. There were no parades for us when it was over, no medals or mentions in history books. We did what we had to during the war, and when it was over, we picked up the pieces and started our lives over.” 
― 
Kristin Hannah, The Nightingale

هرگز نمی توان قدرت و نقش زنان را در جامعه و به خصوص در زمان جنگ نادیده گرفت. « ایزابل » و « ویان » دو نمونه مهم از زنان دوره جنگ می باشند. « ایزابل » تمام نیرو و توان خود را به کار می گیرد تا نیروهای هوایی متفقین را از فرانسه خارج کند و « ویان » نیز مدام درحال کمک به کودکان یهودی و نجات آنان از دست آلمان نازی است. به عبارتی، هر دو با اینکه مستقیم در میدان جنگ حضور ندارند، در حال کمک رسانی و ارائه خدمات ارزنده به مردم و یا نیروهای مبارز می باشند. آنها با صبر و بردباری و نگهداری از کودکان که در حقیقت نسل های آینده هستند، نقش مهم و تعیین کننده ای در خلال جنگ ایفا می کنند.

جدای از اینکه جنگ تا چه حد ویران گر است و مردان و زنان چه نقشی در آن ایفا می کنند، واقعیت این است که هیچ کشوری نمی تواند برنده واقعی جنگ باشد و طرفین بهای سنگینی از لحاظ مادی و معنوی می پردازند. تاثیرات جنگ فقط به دوران جنگ محدود نمی شود و سال­های سال مردم با ذهن و روانی آسیب دیده یا با نقص عضو مجبور به ادامه یک زندگی غیرقابل تحمل می شوند. مهم تر از همه، به خاطر گسیل پسران جوان به میدان جنگ، یک یا چند نسل از بین می رود. در کل، جنگ فقط به نابودی یک کشور و یا سران جنگ نمی انجامد، بلکه زندگی شهروندان عادی اعم از زن و مرد یا جوان و پیر را به مسلخ نابودی می کشاند.

شخصیت های اصلی رمان بلبل The Nightingale

ویان

خواهر بزرگ تر خانواده « رسینیول » و معلم مدرسه ابتدایی در یکی از شهرهای کوچک فرانسه. او و همسرش « آنتوان » یک دختر به نام « سوفی » دارند.

ایزابل

خواهر کوچک « ویان ». یک دختر سرکش که به حرف هیچ کس جز خودش گوش نمی دهد و رابطه چندان خوبی با خواهر و پدرش ندارد.

بک

یک افسر آلمانی که در خانه « ویان » ساکن می شود. او در طول چند سالی که در شهر به سر می برد با خانواده « ویان » بسیار صمیمی می شود. در مواقع حساس، او بسیار به خانواده « ویان » کمک می کند.

گیتان

دوست و معشوقه « ایزابل ». او یکی از اعضای مهم گروه مقاومت است که سعی دارد خلبانان نجات یافته از سقوط هواپیماهای متفقین را از فرانسه خارج کند.

آنتوان

همسر « ویان » که در طول داستان در زندان به سر می برد. او یک مرد مهربان و خانواده دوست است.

سوفی

دختر « ویان » و « آنتوان ». او به شدت عاشق کارهای خاله­اش « ایزابل » در گروه مقاومت است.

 

کریستین هانا Kristin Hannah

کریستین هانا (  - 1960 ) نویسنده به نام آمریکایی است که برای آثار ارزنده خود جایزه معتبر قلب طلایی، جایزه مگی و جایزه کتاب برگزیده خوانندگان ملی را به دست آورده است. او در کالیفرنیا متولد شد. او فارغ التحصیل مدرسه حقوق واشنگتن است. « هانا » پیش از این که به صورت تمام وقت به نویسندگی روی بیاورد، در سیاتل به وکالت مشغول بود. اکنون او به همراه شوهر و پسرش در واشنگتن زندگی می کند.

او تاکنون بیش از بیست رمان نوشته است که از این بین می توان به رمان های « باغ زمستانی »، « بلبل »، « جاده شب »، « کوچه شب تاب » اشاره کرد. رمان « کوچه شب تاب » که بر همبستگی زنان تاکید دارد، یک کتاب پر فروش و موفق در سال 2009 بود. مشهورترین اثر او رمان « بلبل » است. برخی از شرکت های بزرگ فیلم سازی مانند تری­استار، هزار و چهارصد و نود پیکچرز چند رمان او را برای ساخت فیلم های اقتباسی برگزیدند.

منبع:
به اشتراک بگذارید :

نظر دهید

گزارش