آشنایی با ژانر جنایی

0 1
  • تاریخ : ۱۳۹۷/۷/۲۸
امتیاز دهید
امتیاز 4.50 تعداد رای 10

آشنایی با ژانر جنایی

معرفی ژانر جنایی

 

ادبیات جنایی: مرگ کسب و کار من است!

همیشه برای ارتکاب به جرم و جنایت انگیزه ای وجود دارد، اگر روزی به جایی رسیدیم که تعارض مردم در خیابان ها به یکدیگر اتفاقی عادی بود، یعنی جامعه در رسالت خود ناکام مانده است.

  •        آگوست دوپن اثر ادگار الن پو

     

شاید کمتر کسی بداند که شرلوک هولمز شخصیت معروف اثار ارتور کانن دویل و هرکول پوارو شخصیت معروف آگاتا کریستی چگونه خلق شده اند. بی تردید هر آفرینشی یک سرمنشاء دارد. حال الهام بخش خلق چنین شخصیت های به یاد ماندنی و پیچیده چه کسی می تواند جز ادگار الن پو باشد؟ ارتور کانن دویل نیز خود بر این عقیده بود که هر یک از داستان های کارآگاهی الن پو ریشه ای است که تمام ادبیات از آن روییده و داستان های جنایی ناب و اصیل تا پیش از روی کار آمدن الن پو وجود نداشته است. همچنین، آگاتا کریستی برای شخصیت پوارو و داستایفسکی برای شخصیت پترویچ در جرم و مکافات از الن پو بسیار الهام گرفته اند و او را نویسنده ای زبردست دانسته اند.

داستان جنایی یک از سبک های ادبی است که در قالب داستان جهت گیری ها، جنایات و انگیزه های آدمی را از بعد روان شناسانه به تصویر می کشد. سبک جنایی چندین زیرگونه دیگر را در خود جای داده است که به طور خلاصه می توان به سبک های کاراگاهی، مهیجِ روان شناسانه و نقیضه یا پارودی اشاره کرد. بیشتر نمایش های جنایی بر روی بازجویی افراد مجرم و یا بعضا بزهکار متمرکز بوده و به مسائل قانونی و دادگاه و از این قبیل موارد نمی پردازند. دو ویژگی مهم سبک جنایی تعلیق و معماست که تقریبا در تمام زیرگونه های این سبک وجود دارد.
 

همه چیز با الن پو شروع می شود

الن پو نه تنها پدر داستان کوتاه بلکه پدر سبک جنایی به معنای واقعی کلمه است. داستان های تمام عیار او مانند قتل در کوی غسالخانه 1841، معمای ماری روژه و اگوست دوپن از مهم ترین اثاری است که الهام بخش نویسندگانی چون کانن دویل، داستایفسکی و اگاتا کریستی و خیلی های دیگر بوده است. الن پو چارچوب داستان های کلاسیک جنایی را بنیان نهاد.

رمان زن سفید پوش ویکی کالینز در سال 1860 منتشر شد، در حالی که اثر دیگرش به نام ماه الماس 1868 را شاهکار او در سبک جنایی تلقی می کنند. البته باید گفت که رمان آقای لکوک اثر نویسنده فرانسوی، امیلی گابریو پایه و اساس سبک جنایی علمی و روشمند را بنا نهاد.

پیدایش سبک معماهای اتاق بسته یکی از دست اوردهای مهم تاریخ ادبیات جنایی بود. داستان ها و معماهای شرلوک هولمز اثر ارتور کانن دویل را پیش گام و علت اصلی پیدایش این سبک و ایجاد تحولی عظیم می دانند. مانند تمام اثار نویسندگان مهم از جمله چارلز دیکنز و ویکی کالینز، سری داستان های شرلوک هولمز نیز نخست در یک مجله ماهانه برتانیایی به نام استرند به صورت سریالی پدیدار گشت. این سری در مدت کوتاهی طرفداران دو آتشیه خود را در داخل و خارج از کشور به دست اورد. کانن دویل در اخرین قسمت این سری به نام مسئله آخر در ماجراهای شرلوک هولمز سنگ تمام گذاشت و موج عظیمی از رضایت ها و اقبال عمومی را برایش به ارمغان اورد، به گونه ای که علارغم میل خود مجبور شد دوباره شرلوک هولمز را ادامه داده و این شخصیت محبوب را در داستان های دیگری احیا کند.

در ایتالیا نویسندگان محلی نخست در دهه 1850 شروع به نوشتن داستان های جنایی کردند. اما در میانه قرن بیستم بود که نویسندگان ایتالیایی به طور جدی با استفاده از قالب داستان های کاراگاهی شروع به نوشتن رمان های پست مدرن و ضدجنایی کردند.، داستان هایی که شخصیت های اصلی شان مانند اثار گذشته کامل و همه دان نیستند. نویسندگان معروف این عرصه عبارتند از: اومبرتو اکو، کارلو گادا، لئوناردو شاشا.

در اسپانیا، نخستین اثر به نام با عنوان The Nail and other Tales of Mystery and Crime توسط الارکون در سال 1853 نوشته شد. ادبیات جنایی در اسپانیا (به خصوص در دوره دیکتاتوری فرانکو) یک سری ویژگی های منحصر بفرد به خود گرفت که بازتاب عقاید، فرهنگ و روح زمانه خود بود. نویسندگان اسپانیایی بیشتر تمرکز خود را بر روی فساد میان ماموران پلیس و حکومتی گذاشتند و نیز مقامات و طبقه اشرافی را به شکل منفوری به تصویر می کشیدند.
 

کلاسیک به معنای ماندگار

نویسندگان پر شماری در عرصه ادبیات جنایی قلم خود را آزموده و کتاب هایی نوشته اند. اما تنها تعداد کمی از اثار نویسندگان به مقام کلاسیک نائل آمده است. اثر کلاسیک، اثری است که به طور جهانی مورد قبول مخاطب عام و خاص قرار گرفته و در سطوح دانشگاهی نیز مورد بررسی قرار می گیرند، چرا که این اثار صرفا به یک بافت خاص محدود نمی شوند. یکی از نمونه های بسیار خوب در این زمینه اگاتا کریستی است که اثارش بین سال های 1920 و تا زمان مرگش 1976 به چاپ رسیده اند. او شخصیت های به یاد ماندنی مانند هرکول پوارو و خانم جین مارپل را خلق کرده است که تاثیر دو همین شخصیت بر معروف شدن او نزد همگان را نمی توان انکار کرد. اگاتا کریستی با سبک جذاب و نبوغ خود توانست مفهوم و جان تازه ای به ادبیات جنایی بخشد و این سبک پر طرفدار را با سبک های دیگر ادبی هم سنگ و هم سان کند. از جمله اثار او می توان به قتل در قطار سریع السیر 1934، مرگ در رود نیل 1937، و آن وقت هیچ کس نبود 1939 اشاره کرد، که رمان سوم معروف ترین و پرفروش ترین اثر اگاتا کریستی در سراسر جهان شمرده شده است.

 

کارآگاهی برای تمام فصل ها

اگوست دوپن فردی بسیار باهوش و با استعداد است، و مدام به حل معماهای پیچیده و جذاب می پردازد. او آنقدر استعداد شگرفی در استدلال و ارائه شواهد و مدارک دارد که خیلی راحت ذهن مجرم را می خواند و تمام احتمالات و کارهای کرده و ناکرده او را افشا می کند. شرلوک هولمز و پوارو نیز دقیقا چنین ویژگی هایی را به خود اختصاص داده اند. هرگز نمی توان جایگاه این شخصیت مهم را در ادبیات جنایی نادیده گرفت، چرا که او به گفته منتقدین اولین کاراگاه در ادبیات جنایی است، و حتی حضور دوپن در داستان های الن پو سبک جنایی را با تمام اثار دیگری که پیش از خود با عنوان جنایی نوشته می شد، متمایز کرده است. مهم ترین ویژگی این شخصیت که در آثار امروزی نیز دیده می شود، این است که همه چیز را بر اساس شواهد و ارائه ادله کافی و منطقی تحلیل می کند و نه بر اساس آزمون و خطا.

شخصیت اگوست دوپن تاثیرات بسیاری بر نویسندگان سبک جنایی و دیگر زیرگونه های این سبک تا به امروز داشته است و پس از نویسندگان بزرگی چون ارتور کانن دویل و اگاتا کریستی، اگوست دوپن در مجله اسرار امیز الری کوئین اثر میچل هریسون در سال 1966 و نیز در مردی که پو بود اثر آوی پدیدار می شود؛ آوی در این رمان دوپن را به عنوان خود الن پو در نظر گرفته که به همراه پسر جوانی درصدد حل معماهای عجیب و خطرناکی هستند.

علاوه بر این، جورج هتوری از اگوست دوپن به عنوان راوی و شخصیت اصلی خود در رمان قاتل ادگار الن پو 1997 استفاده می کند. در این رمان دوپن به امریکا سفر می کند تا به رمز و راز مرگ ادگار الن پو در سال 1849 پی ببرد. همچنین، دوپن با کنت مونت کریستو در داستان شکنجه گر خوش قلب 2005 اثر جان پیل با چهره متفاوت تری ظاهر می شود. دوپن تاکنون در رمان های بسیاری حضور یافته است و حتی بورخس شخصیت اصلی خود، اریک لونروت، در داستان مرگ و قطب نما را کاراگاهی از تیپ اگوست دوپن دانسته است. بورخس همچنین، اثار پو را به اسپانیایی ترجمه کرده است.

برندر متیوز می نویسد: "داستان های جنایی حقیقی همان است که الن پو می نویسد و صرفا جنایی به معنای رمز و راز نیست، بلکه این گونه داستان ها همه نیازمند گام هایی پیوسته و دنباله دار است، جایی که تحلیل گر یا کاراگاه داستان می تواند همه چیز را آن گونه تحلیل کند که فردی با استعداهایی ماورای انسان عادی به نظر بیاید".

در حقیقت، در تمام داستان هایی که اگوست دوپن حضور دارد، الن پو سه سبک جنایی مختلف خلق می کند که اصل و اساس تمام داستان های بعد از خودش را بنا می نهد: سبک فیزیکی (قتل در کوی غسالخانه )، سبک ذهنی (معمای ماری روژه) و ترکیبی هم سان از دو سبک پیشین (نامه دزدیده شده).

منبع:
به اشتراک بگذارید :

نظر دهید

گزارش