داستایوفسکی نویسنده جاویدان

0 3
  • تاریخ : ۱۳۹۷/۱۰/۲۲
امتیاز دهید
امتیاز 4.50 تعداد رای 6

داستایوفسکی  نویسنده جاویدان

فیودور داستایوفسکی Fyodor Dostoyevsky

 

 

فیودور داستایوفسکی (1821-1881)، رمان نویس، نویسنده داستان کوتاه، مقاله نویس، روزنامه نگار و فیلسوف اهل روسیه بود. آثار ادبی داستایوفسکی روح و روان انسان را در جوامع سیاسی، اجتماعی و معنوی قرن نوزدهم روسیه مورد بررسی قرار می دهد و با موضوعات مختلف فلسفی و مذهبی زمانه اش پیوند بسیار نزدیکی خورده است.

آثار تحسین برانگیز او عبارتند از جنایات و مکافات (1866)، ابله (1869)، جن زدگان (1872) و برادران کارامازوف (1880). حرفه نویسندگی داستایوفسکی شامل 11 رمان بلند، 3 رمان کوتاه، 17 داستان کوتاه و بسیاری آثار ارزنده دیگر است. بسیاری از منتقدان ادبی او را یکی از بزرگت رین روان شناس های ادبیات جهان می دانند. کتاب یادداشت های زیر زمینی او در سال 1864 یکی از اولین آثار ادبیات اگزیستانسیالیسم در نظر گرفته شده است.

داستایوفسکی در سال 1821 در مسکو دیده به جهان گشود. او از طریق افسانه ها و داستان های جن و پری کودکانه و بعدها با خواندن کتاب های نویسندگان روسی و خارجی به ادبیات روی آورد. مادرش در سال 1837 هنگامی که او فقط 15 سال داشت، درگذشت و تقریبا مصادف با این واقعه دردناک، او مدرسه را برای ورود به موسسه مهندسی نظامی نیکولایف ترک کرد. پس از فارغ التحصیلی، او به عنوان یک مهندس مشغول به کار شد و یک زندگی شاد و مرفه را برای خود دست و پا کرد. در وقت های ازاد خود، برای در امد زایی بیشتر به ترجمه کتاب های خارجی روی اورد. او در اواسط دهه 1840 اولین رمان خود با عنوان مرد فقیر را نوشت که همین رمان او را به دپارتمان ادبی سنت پترزبورگ رهنمون شد. او در سال 1849 به خاطر عضویت در یک گروه ادبی که در مورد کتاب های ممنوعه ضد روسیه تزاری بحث و گفت و گو می کردند، دستگیر و سپس به اعدام محکوم شد اما به شکل معجزه اسایی این حکم در آخرین لحظه تغییر یافت.

 او چهار سال از عمر خود را در اردوگاه زندان سیبری گذراند و به دنبال آن به خاطر شش سال خدمت نظامی اجباری در تبعید بود. در سال های بعد، داستایوفسکی به عنوان روزنامه نگار کار خود را از سر گرفت و پس از چاپ و ویرایش مجله های بسیار، او مجموعه ای از نوشته هایش را در قالب کتاب خاطرات یک نویسنده به چاپ رساند. او سفری را به دور اروپای غربی اغاز کرد و به تدریج به قمار اعتیاد شدید یافت، که به متعاقب آن مشکلات مالی بسیار زیادی را برایش دامن زد. زمانی رسیده بود که حتی او مجبور بود برای به دست آوردن پول به دیگران التماس کند، اما او در نهایت با فتح قله مشکلات و سختی و تسلط بر خود توانست به یکی از نویسندگان روسی مشهور و در خور توجه تبدیل شود.

داستایوفسکی تحت تأثیر طیف گسترده ای از فیلسوفان و نویسندگان از جمله پوشکین، گوگول، آگوستین، شکسپیر، دیکنز، بالزاک، لرمونتوف، هوگو، پو، افلاطون، سروانتس، هرتسن، کانت، بلینسکی، هگل، شیلر، سولویوف، باکوین، شن، هافمن و میکیویچ افکار و سبک خود را پرورش داد. نوشته های او به طور گسترده در داخل و خارج از کشور روسیه مورد مطالعه قرار می گرفت و بر تعدادی از نویسندگان پس از خود، از جمله نویسندگان روس مانند آنتوان چخوف و همچنین فیلسوفان بزرگی نظیر فریدریش نیچه و ژان پل سارتر تاثیر به سزایی گذاشت. اکنون کتاب های او به بیش از صد و هفتاد زبان زنده جهان ترجمه شده است.

دوران کودکی داستایوفسکی

فیودور داستایوفسکی فرزند دوم دکتر میخائیل داستایوفسکی و ماریا داستایوفسکی بود. او در خانه ای نزدیک بیمارستان ماریینکسی مخصوص فقیر نشینان، ناحیه ای مختص طبقه پایین در اطراف مسکو، بزرگ شد. او همیشه هنگام بازی کردن در بوستان بیمارستان با بیمارانی رو به رو می­شد، که در پایین ترین سطح اجتماعی روسیه بودند.

فیودور داستایوفسکی در سن نوجوانی به ادبیات روی اورد. النا فرولونا پرستارش، در سن سه سالگی کتاب های حماسی می خواند و داستان های قهرمانان و جن و پری برایش تعریف می­ کرد. همین موضوع عشق به کتاب خوانی را در او افزون کرد و الهام بخش داستان نویسی در سن بزرگسالی شد. هنگامی که او چهار ساله بود، مادرش با استفاده از کتاب مقدس تلاش می کرد تا به او خواندن و نوشتن آموزش دهد. پدر و مادرش، نویسندگان بسیار سرشناسی، از جمله نویسندگان روسی کارامزین، پوشکین و درژاوین را به او معرفی کردند؛ داستان های گوتیک نویسندگانی چون ان رادکلیف؛ کارهای عاشقانه شیلر و گوته؛ داستان های قهرمانانه سروانتس و والتر اسکات؛ و حماسه های هومر از داستان هایی بودند که فیودور داستایوفسکی در سنین کودکی تا نوجوانی با آنان انس گرفته بود. اگرچه رویکرد پدرش در مورد آموزش خیلی سخت گیرانه توصیف شده است، اما او خود معتقد بود که تخیل و افکارش با خواندن داستان های شبانه توسط پدر و مادرش شکوفا شد.

بعضی از تجربیات دوران کودکی داستایوفسکی را می توان در نوشته هایش یافت. وقتی یک دختر نه ساله توسط یک آدم بزهکار و مست مورد تجاوز قرار گرفت، از او خواستند تا پدرش را برای رفع و رجوی این حادثه و درمان دخترک خبر کند. این حادثه آن قدر او را تحت تاثیر قرار داد که درون مایه نیت شوم و امیال یک مرد بالغ نسبت به یک دختر جوان در برخی آثارش مانند The Devils, The Brothers Karamazov, Crime and Punishment و گاه نوشته های دیگر یافت می شود.

داستایوفسکی فیزیک بدنی بسیار درشت و ظاهری موجه داشت، اما پدر و مادرش او را کله شق، گستاخ و دمدمی می خواندند. در سال 1833، پدر داستایوفسکی که فردی بسیار مذهبی بود، او را به مدرسه شبانه روزی فرانسه و سپس به مدرسه شبانه روزی چرماک فرستاد. همیشه داستایوفسکی را به عنوان یک رویاپرداز درون گرا با شخصیتی دلسوز و هیجانی توصیف کرده اند.

 برای پرداخت هزینه های تحصیل، پدرش مجبور بود از دیگران پول قرض بگیرد و برای جبران کمبود و باز پس دادن بدهی ها، ویزیت ها و معاینات پزشکی خصوصی خود را بیشتر کند. داستایوفسکی در میان همکلاسی اشرافی اش در مدرسه مسکو احساس کمبود و حقارت داشت و بعدها در برخی از آثار او، به ویژه کتاب The Adolescent ، تجربیات خود را از آن دوره با هنرمندی تمام به تصویر کشید.

حرفه نویسندگی داستایوفسکی

کارنامه نویسندگی داستایوفسکی شامل رمان های کوتاه و بلند، داستان کوتاه، مقاله، جزوات، لیمریک، اپیگرام و چندی اشعار است. همچنین، او بیش از 700 نامه نوشت، که بیشترشان امروزه در دسترس نیست.

داستایوفسکی در نوشته های خود به وفور ایده های مذهبی، روانشناختی و فلسفی را به کار برده است. آثار او به موضوعاتی مانند خودکشی، فقر، حیله و فریب و کشمکش های اخلاقی می پردازد. درون مایه روان شناسی آثار او شامل مواردی چون رویا (اولین بار در داستان White Nights به کار گرفته شد) و رابطه پدر و پسر (در اثر The Adolescent) است.  بیشتر آثار وی، ساختار اجتماعی و سیاسی نا آرام و آشوب گرایانه روسیه زمان خود را به تصویر می کشند.

 آثار اولیه او، جامعه را (به عنوان مثال، تفاوت میان فقیر و ثروتمند) از دیدگاه مکتب واقع گرایی و ناتورالیسم به نقد می کشید. تأثیر نویسندگان دیگر بر وی، به ویژه در آثار اولیه اش مشهود است، اما به مرور زمان سبک او استقلال و فردیت بیشتری پیدا کرد. پس از آزادی از زندان، داستایوفسکی درون مایه های مذهبی، به ویژه عقاید ارتدوکس روسی، را به نوشته ها و درون مایه های پیشین خود افزود. همچنین، عناصر داستان گوتیک، عاشقانه، و طنز در برخی از کتاب های او قابل مشاهده است. او از جزئیات خود زندگی نامه و یا نیمه خود زندگی نامه بسیار در اثار خود بهره جسته است.

آثار داستایوفسکی اغلب فلسفی نامیده می شوند، اگرچه او خود را ضعیف در فلسفه توصیف کرد، اما استراکوف می نویسد: فیودور میخالوویچ بسیار طرفدار پرسش های اثار داستایوفسکی درباره جوهر مواد بود و آن ها را محدودیت های دانش می خواند. با این حال، جورج فلوروفسکی، داستایوفسکی را به عنوان یک مسئله فلسفی توصیف کرد، زیرا معلوم نیست که آیا داستایوفسکی به آنچه که می نوشت، باور دارد؛ یعنی بسیاری از ایده های فلسفی که در کتاب هایی مانند خاطرات نویسندگان و برادران کارامازوف یافت می شوند. به هر حال، او ممکن است بیشتر منتقد تفکر منطقی بوده باشد، زیرا او خود را بیشتر به عنوان شخصی هنرمند می نمایاند تا یک متفکر کاملا منطقی و نظامند.

خرد گریزی او در Irrational Man: A Study in Existential Philosophy  ویلیام برت و همچنین در Existentialism from Dostoevsky to Sartre والتر کافمن ذکر شده است.

یکی از عناصر مهم سبک داستایوفسکی، چند صدایی است، یعنی حضور هم زمان روایت ها و دیدگاه های متعدد. چند صدایی یک مفهوم ادبی است، که مشابه با چند صدایی در موسیقی است. این صنعت ادبی توسط میخائیل باختین در نتیجه تحلیل هایش از آثار داستایوفسکی نام گذاری شده است.

 

یادداشت های زیرزمینی

یادداشت های زیر زمینی به دو بخش با سبک های مختلف تقسیم می شود، نخستین بخش سبکی شبیه مقاله نویسی داشته و بخش دوم به سبک روایی نوشته شده است. شخصیت اصلی داستان یک مرد 40 ساله معروف به مرد زیرزمینی است. او در یک زیر زمین در حومه سنت پترزبورگ زندگی می کند و از طریق ارث و میراث نه چندان زیادی که به او رسیده است، زندگی و روزگار خود را سر می کند.

بخش اول، واکاوی افکارش درباره خود و در مورد جامعه است. او خود را ادمی بدبخت، بی رحم و زشت توصیف می کند؛ انسان مدرن شالوده اصلی تفکرات او را شکل می دهد. دیدگاه وی نسبت به جهان به شدت بدبینانه و تیره است.

در بخش دوم، او صحنه ها و رخدادهایی از زندگی اش را توصیف می کند که در فروپاشی زندگی شخصی، حرفه ای و عاشقانه اش نقش مهمی داشته است. او از دیدار با دوستان قدیمی مدرسه می گوید، که در موقعیت و جایگاه والا قرار داشته و او را به چشم تحقیر نگریسته اند. با پیشرفت داستان خشم و عصیان اش نسبت به خود بیشتر شده و تلاش می کند مدام با افکار پریشان خود را تحقیر کند.

جنایات و مکافات

جنایت و مکافات روایت کننده داستان زندگی یک زندانی به نام رادیون راسکولنیکوف است. او بدون اختیار و به شکل عجیبی زنی رباخوار و خواهرش را به قتل رسانده و آن ها در جایی پنهان می کند که دست هیچ کس به آن ها نرسد. رفته رفته او به خاطر این موضوع و عذاب وجدان بیمار شده و هرکسی که ملاقاتش می کند، در نظرش مشکوک می نماید، چرا که او مدام هراس دارد مبادا کسی از درستی ماجرا بویی برده باشد. سرانجام، همین موضوع او را دچار جنون می کند.

 استراکوف این رمان را بسیار دوست داشت و اظهار داشت که فقط رمان جنایت و مجازات در سال 1866 خوانده شد و داستایوفسکی توانست به طور دقیق و واقع گرایانه تصویر یک شهروند روسی را به تصویر بکشد.

برادران کارامازوف

برادران کارامازوف بزرگترین (حدود 800 صفحه) و اخرین کار داستایوفسکی است. این اثر را بسیاری از منتقدان تحسین  کرده اند و غالبا به عنوان یک اثر بی مانند و شگرف از آن یاد می کنند. این مجموعه متشکل از دوازده کتاب است. رمان داستان آلوشا کارامازوف، ایوان کارامازوف بی دین و دیمیتری کارامازوف سرباز را روایت می کند. کتب نخست خانواده کارامازوف را معرفی می كند. طرح اصلی داستان مرگ پدر خانواده است، در حالی که بخش های دیگر داستان را استدلال های فلسفی و مذهبی پدر زوسیما برای آلوشا تشکیل می دهد.

منبع:
به اشتراک بگذارید :

نظر دهید

گزارش