زندگینامه و کتابهای پائولو کوئیلو (Paulo Coelho)

زندگینامه و کتابهای پائولو کوئیلو (Paulo Coelho)

پائولو کوییلو، نویسنده ای که نوجوانی اش را در آسایشگاه روانی سپری کرد.

"Paulo Coelho" زاده ششم آگوست 1947 در شهر " Rio de Janeiro" برزیل است. او در مدرسه ای دینی و در خانواده ای کاتولیک مذهب رشد یافت. از همان دوران کودکی تصمیم گرفت تا نویسنده شود اما توسط والدینش دلسرد شد. پدر و مادرش بر این عقیده بودند که نویسندگی در کشور برزیل آینده خوبی نخواهد داشت. یاغی گری های دوران نوجوانی وی والدینش را مجبور کرد تا او را سه مرتبه به آسایشگاه روانی بفرستند. خود او در این باره می گوید: "من بخشیدمشون. از روی خیرخواهی این کار رو کردند. وقتی با تمام وجود کسی را دوست داشته باشی برای اینکه مثل خودت بشه دست به انجام هر کاری خواهی زد. عشق می تونه خیلی مخرب باشه."

سرانجام او از آسایشگاه روانی ترخیص شد و به مدرسه حقوق رفت اما طولی نکشید که به خاطر رفتارها و عقایدش از آن جا اخراج شد. او برای ترانه سرایان برزیلی در اعتراض به قانون سربازی شعر می سرود و به خاطر فعالیت های سیاسی اش سه مرتبه بازداشت شد و به زندان افتاد. در زندان هم بارها مورد شکنجه قرار گرفت.

زندگی او طی سفری به اسپانیا در سال 1986 در مسیر جدیدی قرار گرفت. "Paulo" بیش از هشتصد کیلومتر راه را تا منطقه " Santiago de Compostela" که مکانی مقدس برای زائران است پیمود و در طول همین سفر بود که انگیزه نوشتن کتاب " The Pilgrimage" در وجودش شکل گرفت. کتاب به صورت زندگینامه - سفرنامه و به زبان پرتغالی نگاشته شد. پس از آن او کار خود را رها کرد و تمام زمانش را وقف نویسندگی کرد.

در سال 1987 او کتاب جدیدی با عنوان " The Alchemist" را در مدت دو هفته نوشت که مضمونش درباره چوپانی است که در جستجوی خواسته قلبی اش راهی سفری معنوی می شود. کتاب توانست توجه بسیاری از محافل نقد را به خود جلب کند و علاوه بر فروش بیش از 35 میلیون نسخه در جهان، "پائولو" را تبدیل به اولین نویسنده ای کرد که کتابش بیشترین ترجمه را در تاریخ داشته است.

پس از انتشار کتاب "کیمیاگر" این نویسنده به صورت میانگین هر دو سال یکبار یک اثر جدید منتشر کرده است. هر 26 کتاب او بیش از 65 میلیون نسخه فروش داشته اند و به بیش از 59 زبان ترجمه شده اند.

او در جواب منتقدین خود جمله معروفی به کار می برد که می گوید: "وقتی من کتابی رو می نویسم به خاطر خودم نوشتمش، دوست داشتن یا نداشتنش بستگی به مخاطب و نظر شخصیش داره. وظیفه من نیست ببینم کی خوشش میاد و کی بدش میاد."

او اکنون دارای یک موسسه خیریه است و در " Rio De Janeiro" زندگی می کند.

به اشتراک بگذارید :

برچسب ها :